تبليغاتX
هوس کرده ام خوب نباشم ، شایدحالم رابپرسی

هوس کرده ام خوب نباشم ، شایدحالم رابپرسی

متن عاشقانه ,اس ام اس,داستان های عاشقانه

 
زیباست این زندگی با تو ، فقط با تو !

زیباست لحظه های عاشقی ، با تو ، تنها در کنار تو!

زیباست لحظه غروب ، با تو ، فقط به یاد تو!

آن لحظه که با تو هستم ، بهترین لحظه زندگی ام است که دلم نمیخواهد آن لحظه

بگذرد!

دلم میخواهد آن لحظه که در کنار تو هستم هیچگاه به پایان نرسد!

زیباست این زندگی در کنار تو ، فقط با عشق تو!

زیباست لحظه ای که در زیر باران قدم میزنم ، یا با تو و یا به یاد تو!

این زندگی زیباتر از گذشته میگذرد چون با تو و عاشق تو هستم!

این لحظه ها عاشقانه تر از همیشه میگذرد ، چون با تو و به یاد تو هستم!

خوشبخت است این قلب عاشق من ، چون تنها تو را دوست دارد!

تنها تو را ، فقط تو را ، با تو می ماند ، عاشقانه می ماند و هیچگاه تو را تنها نمیگذارد!

میگویم دوستت دارم چون لایق این دوست داشتنی ، فقط تو لایق این عشق

بی پایان منی!

می گویم با تو می مانم ، عاشقتر از همیشه ، فقط با تو ، چون تنها تو سرپناه این قلب

عاشق منی !

 
 
 
یاد من باش:::
 
 
 
ياد من باش اگه خوابي، اگه بيدار، ياد من باش

به همين بهانه يك شب، حتي يك بار، ياد من باش

***

ياد من باش اگه دنيا با تو مهربون نمي شه

مث عكساي من و تو زندگي جوون نمي شه

***

ياد من باش اگه سنگم ،اگه خاكم ،اگه رودم

برا تو خاطره گفتم؛ واسه تو خاطره بودم

***

اگه بارون و بيابون، منُ گم كرده تو چشماش

گاهي وقتا مهربون شو ، گاهي وقتا ياد من باش

***

ساده بود اما برا من كه يه دلشكسته بودم

مث طوفان روز رفتن كوله بارُ بسته بودم

***

يه روز از تو جون گرفتم ،يه روز از تو دل بريدم

از همه دنيا گذشتم ، به همه دنيا رسيدم

***

ساده بود اما تو جاده دست و پامُ جا گذاشتم

شب دل بريدن از خود، همه رُ تنها گذاشتم

***

دريا دلواپس من شد، منُ ديد به گريه افتاد

منُ بشناس اگه بارون ردپامُ برده از ياد

***

ياد من باش، يه پلاكم، يه نشونه زير خاكم

مثِ لاله ها غريبم، مث عاشقا هلاكم

***

اگه بارون و بيابون منُ گم كرده تو چشماش

گاهي وقتا مهربون شو ،گاهي وقتا ياد من باش
***

+نوشته شده در چهارشنبه 26 مرداد1390ساعت5:58 PMتوسط marjan | |

  

وقتي کسي رو دوست داري حاضري جون فداش کني

حاضري دنيا رو بدي، فقط يه بار نگاش کني

به خاطرش داد بزني، به خاطرش دروغ بگي

رو همه چي خط بکشي، حتي رو برگ زندگي

وقتي کسي تو قلبته، حاضري دنيا بد باشه

فقط اوني که عشقته عاشقي رو بلد باشه

قيد تموم دنيا رو به خاطر اون مي زني

خيلي چيزا رو مي شکني، تا دل اونو نشکني

حاضري قلب تو باشه، پيش چشاي او گرو

فقط خدا نکرده اون يه وقت بهت نگه برو

حاضري هر چي دوس نداشت، به خاطرش رها کني

حسابتو، حسابي از مردم شهر جدا کني


حاضري حرف قانونو، ساده بذاري زير پات

به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات

حاضري جونتو بدي، يه خار توي دستاش نره

حتي يه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره

حاضري مسخرت کنن تمام آدماي شهر

اما نبيني اون باهات کرده واسه يه لحظه قهر

حاضري که هر جا بري به خاطرش گريه کني

بگي که محتاجشي و به شونه هاش تکيه کني

حاضري هر چي بشنوي، حتي اگه سرزنشه

به خاطر اون کسي که خيلي برات با ارزشه

حاضري هر روز سر اون با آدما دعوا کني

غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني

حاضري هر کي جز اونو ساده فراموش بکني

پشت سرت هر چي مي گن چيزي نگي، گوش بکني

وقتي کسي رو دوست داري، صاحب کلي ثروتي


نذار که از دستت بره، اين گنج خيلي قيمتي

 

 

عشق:

 

وقتی که گریه کردیم گفتن بچه ای...

وقتی خندیدیم گفتن دیوونه ای...           

وقتی جدی بودیم گفتن مغروری...

وقتی شوخی کردیم گفتن سنگین باش...

وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفی...

وقتی ساکت شدیم گفتن عاشقی..

و حالا که عاشق شدیم میگن گناهه.......

+نوشته شده در شنبه 11 تیر1390ساعت6:57 PMتوسط marjan | |

 

کیف معلم نگون بخت !!!! ...




اگه یه روز کیف آقا معلم یا خانم معلمتون توی کلاس جا بمونه، چکارش میکنی؟
.
.
.
.
.
.
.

برای خودشیرینی هم که شده دنبال معلمت میدوی و کیفشو بهش میدی
؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
توی کیفش دنبال سوالات
امتحان فردا میگردی؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه بیست کله گنده بر
ای خودت، توی دفتر نمرات ثبت میکنی؟
.
.
.
.
.

.
یا مثل این بچه ها
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

 

 

 

بهترین و جدیدترین تست روانشناسی:::


اگر مایلید اطلاعات بیشتری درمورد شخصیت خودتان وخصوصیاتی که باعث می‌شوند دیگران شما را بیشتردوست داشته باشند پیدا کنید به تست زیربا کمال صداقت پاسخ دهید.این تست جدیدترین تست روان شناسی درکشورآمریکا است.


۱- فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید
,کدام قسمت ازصورت او هستید؟

الف : چین وچروک
ب : لکه
ج : خال زیبایی
د : کک ومک
ت :لبخند

۲- دوست د
ارید چه نوع پرنده ای باشید؟
الف : شباهنگ
ب : جغد
ج : عقاب
د : فلامینگو
ت : پنگوئن

۳- کدام یک ازآلات موسیقی را دوست دارید؟
الف: پیانو
ب : ویلون
ج : سازدهنی
د : گیتار
ت : دف
۴- کدام یک ازبرنامه های تلویزیونی برای شما جالب تراست؟
الف : اخباروبرنامه های مستند
ب : فیلم های درام وزندگی نامه
ج : هیجانی وپلیسی
د : عشقی وماجرایی
ت : کمدی وکارتون
۵- کدام یک ازبازی های شهرب
ازی را بیشتردوست دارید؟
الف : هیچ کدام , من ازشهربازی متنفرم
ب : قطاریا قایق
ج : نمایش واجرای کمدی
د : چرخ وفلک ووسایلی که سریع می چرخند
ت :ترن های هوایی سریع السیر
۶- آیا شما به اشتباهات خودتان می‌خندید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : برخی مواقع
د: معمولا
ت: همیشه
۷- اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عکس
العملی نشان می دهید؟
الف : عصبانی می‌شوید
ب: ناراحت می‌شوید
ج : برایتان جالب است
د: تلافی می‌کنید
ت :چندین برابرتلافی می‌کنید
۸- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطورمی‌کند چیست؟
الف : کارویا تحصیل
ب: مشکلات زندگی
ج : صبحانه
د : روزی که درپیش دارید
ت : کاری که تا شب انجام خواهید داد
۹- درزندگیتان چه شعاری دارید؟
الف :وقت طلاست
ب: سحرخیزباش تا کامروا باشی
ج : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
د : زندگی کن وبه دیگران هم اجازه زندگی کردن بده
ت : بی خیال باش , هرچه بادا باد
۱۰
- آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟
الف : اصلا
ب: تعداد کمی ازحیوانات
ج : برخی ازحیوانات
د: بیشترحیوانات
ت : تمام حیوانات
۱۱- شما لبخند می‌زنید؟
الف : هرگز
ب: به ندرت
ج : گاهی اوقات
د :اغلب
ت : آنقدرزیاد که برخی فکرمی کنند دیوانه هستم
۱۲- نظردیگران راجع به شما اغلب کدام مورد است؟
الف : بی رحم
ب : سرد وبی احساس
ج :زیبا
د : دوست داشتنی
ت : خوشگذران
۱۳- شما احساس عشق وقدردانی خود را نشان می‌دهید؟
الف : هرگز
ب : به ندرت
ج : گاهی
د :اغلب
ت : حداکثرتا جایی که امکان دارد
۱۴- شما اعتقاد دارید که برای شاداب بودن باید ساعاتی ازروز را منحصرا صرف خودتان کنید؟
الف :اصلا
ب: احتمالا نه
ج : گاهی
د : بله
ت : البته ,تا جایی که امکان دارد به خودتان می‌رسید

۱۵- آیا زندگی شما بابرنامه ریزی پیش می‌رود؟
الف : من حتی درتعطیلات هم برنامه ریزی می‌کنم
ب : همیشه برنامه ریزی می‌کنم
ج : بستگی به روزهفته دارد
د :درصورت امکان اجازه می‌دهم که خودش پیش آید
ت:همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می‌کنم

حال امتیازات کنارگزینه هایی را که انتخاب کرده اید جمع کنید.
گزینه الف۱ امتیار, گزینه ب ۲امتیاز , گزینه ج ۳ امتیاز, گزینه د ۴ امتیاز, گزینه ت ۵ امتیازدارد سپس امتیازات خودتان ازپانزده سوال تست را مطابق با متن های زیرمقایسه کنید.
اگر
امتیازشما بین ۱تا ۲۰باشد :
بدین معنی است که شما سوسن سفید هستید ..مردم شما را به خاطرپشتکارتان ,ازجان ودل مایه گذاشتنتان وموفقیت هایتان تقدیرمی کنند.اهداف مشخصی دارید وفکرتان برکارتان متمرکزاست .احتمالا فرزند اول خانواده هستید .احساستان را به سختی ابرازمی کنید .یکی ازمهمترین نگرانی های شما این است که چگونه دربرابرافراد مختلف ظاهرشوید.اندیشه هایتان کمی متمایل به بدبینی است .اعتماد به نفس دارید ولی درباطن گاهی به خود اعتماد ندارید.قادرهستید که هدفی تعیین کنید وبه آن برسید.بعضی مواقع دنیا را با دیدی باریک بین می‌نگرید .احساس می‌کنید که وقت کمی برای رسیدن به آرزوهایتان دارید.
مواظب باشید جدی بودنتان شما را ازدنیای اطراف دورنکند .خونسرد باشید واززندگیتان لذت ببرید .کارهایی انجام دهید که ازآنها لذت می برید .با انجام این دستورات قوه خلاقیت تان شکوفا می شود .سعی کنید که بیشتربخندید وبا دیگران درتماس باشید.

اگرامتیازشما بین ۲۱تا ۵۴ باشد :
بدین معنی است شما یک گل رزهستید .کمی تیغ دارید ولی زیبایی های بسیاری دارید .حس شوخ طبعی دارید ولی ازشنیدن جوک لذت می‌برید.احتمالا فرزند وسط خانواده هستید مردم دوست دارند دوروبرشما باشند .خونگرم هستید .دوستان صمیمی بسیاری دارید.زندگی را بادید واقع بینانه می‌نگرید .آگاهید که زندگی ازخوبی ها وبدی ها تشکیل شده
است .قادرید شانس خودتان را با توجه به سرمایه های که دارید امتحان کنید .سخت کوش هستید وبه اهدافتان پایبندید .دوست دارید خودتان باشید واین مساله به شما اعتماد به نفس می‌دهد مشکلترین مساله درزندگیتان یکنواخت بودن مسایل است .یکنواختی درهرمساله ای شما را آزارمی‌دهد وباعث کسل شدن روحیه شما می‌شود .
به شما پیشنهاد می‌گردد که افق دیدتان را وسیع ترکنید .مسایل جدیدی را تجربه وکشف کنید .آنگاه متعجب خواهید شد که چه نتایج زیبایی به دست آورده اید ومهمترازهمه اینکه فراموش نکنید که درهمه چیزدنبال زیبایی بگردید مخصوصا درخودتان .

اگرامتیازشما بین ۵۵ تا ۷۵ باشد :
بدین معنی است که شما یک گل آفتابگردان هستید دربستری ازگلهای رز.یک ویژگی بارزدرشما وجود دارد که باعث گرمادهی به دیگران وجلوه گری شما می‌شود .ممکن است شما کوچکترین فرزند خانواده ویا تنها فرزند باشید ..دروقت لازم جدی هستید ولی دوستانتان شما را به عنوان یک شخص شوج طبع می شناسند .ازگفتن جوک لذت می‌برید .گاهی شیطنت می‌کنید .مایلید که با افراد جدید وجالبی درزندگیتان آشنا شوید .با افرادی که هیچ وقت نمی‌خندند راحت نیستید ..دید مثبتی به زندگی دارید ..درهمه چیزبه دنبال خوبیها هستید .بیدی نیستید که با هربادی بلرزید .گرم ,دوست داشتنی ,با وفا واجتماعی هستید وهرکدام ازاین صفات می‌تواند دلیلی برای خوب بودن شما باشد .انرژی نامحدودی د
ارید ولی انگیزه تان کم است .برای شما مشکل است که فقط برروی یک کارمتمرکز شوید به شما پیشنهاد می‌گردد که اجازه دهید مردم روی جدی شما راهم ببینند همان طورکه چهره شاد شما را می بینند .دراین صورت می‌خواهند که همیشه با شما باشند .به احساسات دیگران احترام بگذارید ازاین شاخه به آن شاخه نپرید وکاری راکه دوست دارید انتخاب کنید وتا پایان آن را انجام دهید

 

 

مراسم تودیع پدر پاپلو:::

 

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.

 

 

در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند.
پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.
انگار همین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد.

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بود که برای اعتراف مراجعه کردم.

 

+نوشته شده در یکشنبه 8 خرداد1390ساعت0:0 AMتوسط marjan | |

 

 

 

خداوندا زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن

که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است . . .

مادرم دوستت دارم ، روزت مبارک

 

 

آسمان آینه ای شده است تا تصویر فرشته فرود آمده در خانه محمد

 صلی الله علیه و آله را در آغوش گیرد؛ تصویر دختری که فرشتگان،

گرداگردش حلقه زدند تا مبارک ترین روز از روزهای آفرینش را

به جشن بنشینند.

 

 

سالروز میلاد با سعادت ام ابیها٬حضرت فاطمه زهرا(س) به پیشگاه مقدس

 مولا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف )و تمامی عاشقان

 آن حضرت مبارک باد.

 

 

بر مقدم دختر پيمبر صلوات

بر چشمه ي پاك حوض كوثر صلوات

بر محضر حضرت محمد تبريك

بر مادر شيعيان حيدر صلوات

+نوشته شده در سه شنبه 3 خرداد1390ساعت1:36 PMتوسط marjan | |

 

دیروز شیطان رادیدم:

 

دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن كرده بود؛

 فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌كردند

  و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند.

توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ..

 هر كس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد.

 بعضی‌ها تكه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را.

 بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را.

 شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد.

  حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف كنم.

 انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من كاری با كسی ندارم،

 ‌فقط گوشه‌ای بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا می‌كنم.

 نه قیل و قال می‌كنم و نه كسی را مجبور می‌كنم چیزی از من بخرد.

 می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.

جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیك‌تر آورد و گفت‌:

  البته تو با اینها فرق می‌كنی.تو زیركی و مومن. زیركی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد.

 اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند.

از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود.

 گذاشتم كه حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت.

ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا این  

كه چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد كه لا به لای چیز‌های دیگر بود.

  دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.

با خودم گفتم: بگذار یك بار هم شده كسی، چیزی از شیطان بدزدد.

 بگذار یك بار هم او فریب بخورد.

به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم.

 توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و

  غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب.

 دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود! فهمیدم كه آن را كنار

  بساط شیطان جا گذاشته‌ام.

تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم.

 می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی‌اش را توی سرش

  بكوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.

 آن وقت نشستم و های های گریه كردم. اشك‌هایم كه تمام شد،

 ‌بلند شدم. بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم كه صدایی شنیدم،

  صدای قلبم را.

و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم.

 به شكرانه قلبی كه پیدا شده بود .

همین .

 

دوست داشتن:

 

مردي مشغول تميز کردن ماشين نوي خودش بود. ناگهان پسر 4 ساله اش سنگي برداشت و با آن چند خط روي بدنه ماشين کشيد. مرد با عصبانيت دست پسرش را گرفت و چندين بار به آن ضربه زد. او بدون اينکه متوجه باشد، با آچار فرانسه اي که در دستش داشت، اين کار را مي کرد!

 در بيمارستان، پسرک به دليل شکستگي هاي متعدد، انگشتانش را از دست داد. وقتي پسرک پدرش را ديد، با نگاهي دردناک پرسيد: کي انگشتانم دوباره رشد مي کنند؟!

مرد بسيار غمگين شد و هيچ سخني بر زبان نياورد.. او به سمت ماشينش برگشت و از روي عصبانيت چندين بار با لگد به آن ضربه زد. در حالي که از کرده خود بسيار ناراحت و پشيمان بود، جلوي ماشين نشست و به خط هايي که پسرش کشيده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود: دوستت دارم بابايي

روز بعد آن مرد خودکشي کرد! 

عصبانيت و دوست داشتن هيچ حد و حدودي ندارند. دومي را انتخاب کنيد تا يک زندگي زيبا و دوست داشتني داشته باشيد. اين را نيز به ياد داشته باشيد که:

وسايل براي استفاده کردن هستند و انسانها براي دوست داشتن. اما مشکل جهان امروز اين است که انسانها مورد استفاده واقع مي شوند و به وسايل عشق ورزيده مي شود.

بياييد همواره اين گفته را به ياد داشته باشيم:

وسايل براي استفاده کردن هستند.

انسانها براي دوست داشتن هستند.

مواظب افکارتان باشيد، آنها به کلمات تبديل مي شوند.  مواظب کلماتي که به زبان مي آوريد، باشيد، آنها به رفتار تبديل مي شوند. مواظب رفتارتان باشيد، آنها به عادت ها تبديل مي شوند..  مواظب عادت هايتان باشيد، آنها شخصيت شمار را شکل مي دهند.  مواظب شخصيت تان باشيد، چون سرنوشت شما را مي سازد.

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 29 اردیبهشت1390ساعت5:9 PMتوسط marjan | |

دوستای گلم سلام.

امروز یه آپ متفاوت براتون دارم شاید حال پسرا جا بیاد ودر عوض دختملای عزیز حال کنند.

البته من هیچ عذرخواهی از هیچ پسری نمیکنم

شرمنده

نظرات بی ربط هم نزارید(افتاد) thumbs up

 

نمونه یک جانور کاملا موذی:

 

 

ورودی جانوان موذی رو فقط داشته باشید:

 

 

اقلیت محروم کلاس:

 

 

بدون شرح:

 

 

یادت باشه دنبال سه چیز ندویی:

۱-اتوبوس ۲- مترو ۳- پسر حالا چرا چون هر کدومشون برن ۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد

 

یک پسر خوب:

يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر رو متر نميکنه
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشه
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يک پسر خوب روزي10 بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکنه
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . (نکته کنکوري)
يک پسر خوب 5 ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در دکوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبره
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است يحساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود

 

 

اين يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا دوست‌پسر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
 

علايم اين بيماري:
 
 
۱- گذاشتن ريشهاي نخ قيطوني.

۲- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.

۳- تکرار جمله‌ي «هوش پسران بيش ازدختران است».

۴- ايستادن زياد رو به روي آينه.

۵- استفاده از جملاتي شبيه: «همين که گفتم»، «حرف من درسته»، «حرف مرد حرفه» و....

۶- مخالفتهاي پي در پي.

۷- پايين بردن شخصيت دختران براي تقويت روحيه.

۸- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل: «پسرا شيرن مثل شمشيرن». (دوپينگ)

۹- روزي ۵۰ دفعه شنيدن «پسر پسر قند عسل» توسط مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون.

۱۰- خواندن کتابهايي از قبيل:

چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟

انرژي درماني

تقويت اراده در ۲۰ روز

من بهترينم

+نوشته شده در شنبه 24 اردیبهشت1390ساعت8:6 PMتوسط marjan | |

 

 

من تو را تا آسمان ها

من تو را تا بی کران ها

از زمین تا آسمان ها

دوست دارم می پرستم

من تورا همچون اهورا

من تورا همچون مسیحا

همچون عطر پاک گلها

دوست دارم می پرستم

من تورا تا لحظه های انتظارم

عاشقم با این نگاه بیقرارم

من تورا با آنچه هستم

دوست دارم

می پرستم

 

 

 

کاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود 

دو تا چشمات پر از اندوه

واسه دل شکستگیم بود

آرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه

تنگی این دل عاشق با نوازش تو واشه 

واسه چی

خدا نخواسته

من تو آغوش 

                 تو باشم                   

قول میدم

با داشتن تو

هیچ غمی

نداشته باشم

همه هستی قلبم تو دو حرف خلاصه می شه

عشق تو

بودن با تو

دو نیاز زندگیمه

پرم از ترانه ی تو

گر چه واژه ها حقیرن

خوبه وقتی نیستی پیشم

اونا دستمو می گیرن

راز عشق من و هیچ کس غیر مهتاب نمی دونه

تنها شاهد واسه غصه، گریه و تنهاییم اونه

وای اگر من این نبودم کاش می شد پرنده باشم 

تا از این دور بودن از تو بتونم بلکه رها شم 

یه پرنده شم شبونه

بکشم پر به خیالت

برسم به لونه تو

بگیرم سر زیر بالت

زندگیم رنگ خدا بود

اگه تنها تو رو داشتم

اگه می شد واسه گریه

رو شونت سر می گذاشتم

 

 

 

 

من از امشب تا وقتی تو باشی باتو هستم

شبونه با نگاهت یه عهد تازه بستم

من از امشب کنارت میمونم تا همیشه

بگو دستامون از هم دیگه جدا نمیشه

از امشب رویاهامو به یادتو میسازم

از امشب عاشقونه به چشمات دل میبازم

تو هم حالا به عشقم وفاداری مگه نه؟

چقدر امشب تو چشمات ستاره لونه کرده

شب خوش رنگ چشمات منو دیوونه کرده

چه آرامشی داره هوای باتو بودن

بگو تو در چه حالی؟ بگو میمونی بامن؟

بگو پیشم میمونی بگو یادت نمیره

بگو هیچ کسی جامو تو قلبت نمیگيره

بگو تو هم عزیزم دوستم داری مگه نه؟

 

 

 

 آرزوی منی میترای نجیبم

 

زندگی را با تو می خواهم

خنده های بی ریا را با لبان گرم تو

من دوست می دارم

زندگی را با تو می خواهم

جز تو هرگز با کسی

از عشق از امید و از فردا نخواهم گفت

زندگی را با تو می خواهم

با تو آری

زندگی بی تو سراسر درد و اندوه است

زندگی را با تو می خواهم

با تو می خندم

با تو می گریم

آه....

آری بی تو می میرم...

 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

+نوشته شده در یکشنبه 18 اردیبهشت1390ساعت5:36 PMتوسط marjan | |

 

هزاران گل باغچه زندگی بوسه میزنندبر دستان آن

فرشته ای که ساکن خانه ایست در خیابان بهار کوچه

اردیبهشت،پلاک۱۲.

 

 

 

عاشقان با عشق عــــــــــارف میشوند

 بهترین مــــردم معــــــلم میشوند

عشق با عرفان مکمل میشود

هر که عــــاشق شد

مـــــعلم میشود.

 

روز معلم مبارکباد.

 

 

 

 

 سارا:::

 

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا...

دخترک خودش را جمع و جور کرد سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد وداد زد :

((چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟

فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم ))

دخترک چانه لرزانش را جمع کرد ...بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :

خانوم ...مادرم مریضه ... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن ...

اونوقت میشه مامانم روبستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد ...

اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه ... اونوقت ...

اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم

و توش بنویسم ... اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم ...

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا ... و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد ...

 

 

 

 

قبل و بعد ازازدواج آقايان!

 

قبل از ازدواج:خوابيدن تا لنگ ظهر

بعد از ازدواج:بيدار شدن زودتر از خورشيد

نتيجه اخلاقي:سحر خيز شدن

قبل از ازدواج:رفتن به سفر بي اجازه

بعد از ازدواج:رفتن به حياط با اجازه

نتيجه اخلاقي:معتبر شدن

قبل از ازدواج:خوردن بهترين غذاها بي منت

بعد از ازدواج:خوردن غذا هاي سوخته با منت

نتيجه اخلاقي:تقويت معده

قبل از ازدواج:استراحت مطلق بي جر و بحث

بعد از ازدواج:كار كردن در شرايط سخت

نتيجه اخلاقي:ورزيده شدن

قبل از ازدواج:ديد و بازديد از اماكن تفريحي

بعد از ازدواج:سر زدن به فاميل خانوم

نتيجه اخلاقي:صله رحم

قبل از ازدواج:آموزش گيتار و سنتور و غيره

بعد از ازدواج:آموزش بچه داري و شستن ظرف

نتيجه اخلاقي:همدردي با مردها

قبل از ازدواج:گرفتن پول تو جيبي از پاپا

بعد از ازدواج:دادن كل حقوق به خانوم

نتيجه اخلاقي:مستقل شدن

قبل از ازدواج:ايستادن در صف سينما و استخر

بعد از ازدواج:ايستادن در صف شير و گوشت

نتيجه اخلاقي:آموزش ايستادگي

قبل از ازدواج:رفتن به سفرهاي هفتگي

بعد از ازدواج:در حسرت رفتن به پارك سر كوچه

نتيجه اخلاقي:امنيت كامل

 

 

 آنگاه که:::

 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،


آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،


آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،


آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،


آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،


آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،


می خواهم بدانم،


دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای


خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟

 

سهراب سپهري

 

 

 

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد:::


 

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد


دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد


گرچه من تجربه‌ای از نرسیدن‌هایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد


کیستم ؟ … باز همان آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد


با دو دست تو فرو ریختنِ دم به دمم
به همان لحظه‌ی بر پا شدنش می ارزد


دل من در سبدی ـ عشق ـ به نیل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد


سال‌ها گرچه که در پیله بماند غزلم
صبر این کِرم به زیبا شدنش می ارزد

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 12 اردیبهشت1390ساعت11:53 AMتوسط marjan | |

 

 

 

امشب دلتنگم برای تو ای موعود:

امشب نمی دانم از کدام راه کدام سوی باید رفت تا به تو رسید،یار سفر کرده ام

نمی دانم امشب کدام جاده در رهگذر نگاه توست کدام جاده پر قربت

 به قدومت عطر آگین می کند.

 

مولای کریمم:

بدم ، این دستهای من ، وتا ابد نیاز دستهای تو را داشتن،

دستهایم را بگیر ،محتاج توام.

 

مولای غریبم:

ساکت ومحزون اینجا نشسته ام ونگاه می کنم این آدمها که جای تو را حس

نمی کننداینها که موعود خویش را فراموش کرده اند، این آدمهای خاکستری

 که زیر غبار می روند و می آیندوتنفس می کنند ، بی هراس مردن،

بی حضور تو، بی ترس ،در محضر تو نبودن.

 

مولای بیابان گردم ، آقای غریبم:

کدامین جاده ، کدامین را ، کدامین شهر، کدامین کوچه هر دم،

می گذرد سر به پای تو،فرش چشمانم را میزبان قدمهایت کن.

 

همه هستی ام:

آنقدر درونم را سیاهی انباشته ام که دیگر جایی برای تو نیست ، نه آنکه جایی برای

 تو نباشد، هست، این سینه سرای توست، اما جا ی تو نیست،

هر چند نور مهربانیت هنوز درونم را زنده می دارد

اما مرده ام ، مرده، مرده...

 

بلندتر از خورشید:

آرزومند نور نگاه تو،در آسمان این همه ستاره دنباله دار ، پی کدام ستاره بگردم ؟

 دارم پیر می شوم، نگاه تو اما کو؟!! تاکه جوانم کند.

 

عزیز دلم :

به خدا خستگی امانم را بریده هر چه می گویم می گذرد، این همه بی توبودن ،

واین همه در فراق تو بودن،واین همه در فراق تو سوختن، این همه گداختن،

 این همه سوز، این همه آتش ، به خدا نمی گذرد.

 

مهدی جان ، گل نرگسم:

ای آرامش شبهای طوفانی ام، به ساحل می رسم، بگذار به ساحل امن برسم ،

تا از نو برای تو ، برای تو واژه واژه شعر بگویم، شاید آنروز آن جمله گمشده را از

 نگاه تو بگیرم وبه شعر هایم سنجاق کنم.

 

ای دستگیر شبهای تیره روزی ام:

به این تنهای غریب ، به این من غریب نگاه کن، آینه هم در انتهای نگاه من

غم غربت را فریاد می کند،از این غمکده بیرون می روم اما به کجا؟؟

 

عزیز:

اینجا طلوع پیدا نیست، اینجا غروب پیدا نیست، این همیشه خاکستری

 روز های عمرمن که بی هیچ افقی ره می سپرند و می روند را دریاب.

 

امید دلم:

امشب ندایی مرا با خود همراهی می کند، امشب انتظارت دیوانه ترازپیشم می کند،

امشب از قافله رانده منم،امشب ثنایی، رحمتی، امشب قدمهامان نظر راهت.

 

قراردلم:

 

تو درهیچ واژه ای نمی گنجی، در هیچ کتابی جا نشدی،

 

با هیچ چشمی دیده نشدی اما دیوانه وار عاشق توام

 

وهیچ حضورم بی حضور تو نیست .

 

نگاهم کن عزیز:

 

صدایم را بشنو، امشب تورا قسم به جدٌت مرا دریاب، امشب تورا قسم

 

می دهم به حرمت سبز عاشق شدن،

 

مرا عاشق کن.

 

محبوب راز آلودم :

 

بگو درپس این همه ابر چه میکنی ؟ بگو نگاه نگرانت را به کدام سو دوخته ای

 

 وبه چه می اندیشی؟

 

مهربان:

 

ای دستگیر لحظات سخت زندگی ، دستگیرم باش ، دستم را به

 

 دامان لطفت گره بزن،

 

مهدی جان:

 دراین سر شکستگی جا مانده ام ، خدا نکند که تورا گم کنم...

 

 

 

+نوشته شده در جمعه 2 اردیبهشت1390ساعت12:43 PMتوسط marjan | |

 

 

گفتم: خدایا از همه دلگیرم 

 گفت: حتی از من؟ 

 گفتم: خدایا دلم را ربودند

 گفت: پیش از من؟

 گفتم: خدایا چقدر دوری 

 گفت: تو یا من؟ 

 گفتم: خدایا تنهاترینم 

 گفت: پس من؟ 

 گفتم: خدایا کمک خواستم 

 گفت: از غیر من؟

گفتم: خدایا دوستت دارم

گفت: بیش از من؟

گفتم: خدایا انقدر نگو من

 گفت: من توام تو من...

 

زنان برتر:

زن عشق می کارد و کینه درو می کند… دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر… می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی… برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی…او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی… او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی… او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد… او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی… او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر…. و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد… و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع. قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند…و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...

دکتر علی شریعتی

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 30 فروردین1390ساعت6:18 PMتوسط marjan | |